دوستی که خودرایک سنی معرفی کردسئوال کردند:
سلام
حدیثی داریم که د ر آن گفته شده علی (ع) چنان غرق نماز می شده که حتی در این موقع تیرهایی که به بدنش خورده بوده می کشیدن واو متوجه نمی شده ...چطور متوجه فقیر شده؟؟؟؟؟؟
پاسخ: اصل این سؤال که گاهی به صورت شبهه طرح میگردد، ناشی از تعریف نادرست از «اخلاص» و هم چنین ضعف شناخت از مقام «ولایت» است.
بدون شک دادن انگشتری به سائل از چنان شدت درجهی اخلاصی برخوردار بوده که نه تنها خداوند کریم در کلام وحی بدان اشاره نموده است، بلکه این عمل را از نشانههای «ولی شناسی» قرار داده است. چنان چه میفرماید:«إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاه وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون» (المائده – 55)
جز این نیست که ولىّ شما خداست و رسول او و مؤمنانى که نماز مىخوانند و هم چنان که در رکوعاند انفاق مىکنند.
از آیه صریح فوق چند نتیجهی اجمالی میتوان اخذ نمود:
1- [به رغم انکار برخی] چنین حادثهای اتفاق افتاده است که خداوند فاعل آن را به عنوان «ولی» معرفی مینماید.
2- شدت اخلاص لله در این امر به حدی بوده که خداوند آن را از نشانههای «ولیشناسی» قرار داده است.
3- اهدای انگشتری در حال رکوع امام (ع) منعی نداشته که خداوند آن را تأیید نموده است.
برای درک و شناخت بیشتر، لازم است به چند نکتهی ذیل اشاره شود:
الف - معنای اخلاص چنین نیست که مخلص (حضرت امیر علیهالسلام یا هر کس دیگری) از هر امری غافل شود، که اگر چنین بود، لازم میآمد تا پیامبراکرم (ص) و سایر معصومین (ع) حتی از ظواهر نماز مثل ارکان و اذکار نماز ـ که عملی دنیایی و جسمانی است – غافل شوند و به محض آن که نیت نموده و تکبیر گفتند، همهی امور و از جمله صورت نماز را فراموش کنند و فقط محو جمال و جلال الهی گردند.
ب – فرض غفلت مقام ولایت «از کلیهی امور»، نه تنها اثبات «غفلت» آنان (حتی برای یک ثانیه) است، بلکه با عصمت آنان نیز منافات دارد.
ج – اگر مقام «ولایت» و خلیفهی خدا در زمین لحظهای توجهاش از عالم خلقت منفک شود، فیض الهی منقطع و عالم معدوم میگردد.
د – معنای شدت اخلاص این است که عبد مؤمن و مخلص (معصومین ع)، لحظهای [حتی به اندازهی یک چشم به هم زدن] از یاد خدا غافل نمیشوند. لذا توجه آنها به عالم و امورات آن نیز به امر خدا و برای خدا صورت میپذیرد که عین عبادت و بندگی مخلصانه است.
و – متأسفانه ما برای درک و شناخت، معصومین (ع) را که انسانهای کامل و اشرف مخلوقات هستند با خودمان قیاس میکنیم! و این خطای بزرگی است، چرا که ما ناقص هستیم. به عنوان مثال اگر در نماز متوجه موضوع دیگری شویم، حتماً از یاد خدا غافل شدهایم. اما معصومین (ع) چنین نیستند و ما چارهای نداریم جز آن که آنان را با معرفی خودشان بشناسیم و نه با قیاس به خودمان. ائمه علیهمالسلام میفرمایند:
قلوبنا اوعیه لمشیة الله، فاذا شاء شئنا. (بحار الانوار،ج52، ص 51)
قلبهای ما، ظرفهای مشیت الهی است، پس چون او خواست، ما خواهیم خواست.
پس، همهی نیات و اعمال آنها الهی و در کمال اخلاص است و عمل یا سخنی از آنان به جز به امر الهی صادر نمیگردد و از جمله اهدای انگشتری است.
نکتهی مهم دیگری که باید در مقام اخلاص به آن توجه توجه شود «اطاعت امر ولی» است. نماز یک امر الهی است و هم چنین نمازهای متسحبی یا نوافل (که ظاهراً حضرت در حال نماز مستحبی بودند) و زکات انگشتری به سائل نیز امر الهی بوده است.
متأسفانه ما مقام و منزلت «ولایت» را – از ولایت خداوند متعال گرفته تا ولایت رسول و اولیالامر و ولیفقیه – نشناختهایم. برای روشنتر شدن موضوع و اهمیت اطاعت از امر «ولی» به نکتهی ذیل دقت فرمایید:
- روزی حضرت رسول اکرم (ص) وارد مسجد شدند و شخصی را که در نماز بودند صدا کردند. وی پس از اتمام نماز خدمت رسید و عرض کرد، امر بفرمایید یا رسولالله (ص). ایشان فرمودند: چرا همان موقع که صدایت کردم پاسخ ندادی؟ او عرض کرد: در نماز بودم.
حضرت به او فرمود: باید نمازت را میشکستی و دعوت مرا لبیک میگفتی. مگر در قرآن کریم نخواندهای که خداوند فرمود:«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُون» (الانفال – 24)
اى کسانى که ایمان آوردهاید، چون خدا و پیامبرش شما را به چیزى فرا خوانند که زندگیتان مىبخشد دعوتشان را اجابت کنید و بدانید که خدا میان آدمى و قلبش حایل است و همگی به پیشگاه او گرد آورده شوید.
به طور قطع اگر ما هم به جای آن فرد بودیم – اگر چه امر نماز و امر اطاعت از رسول و سایر اوامر الهی را از طریق ایشان آموختهایم – اما گمان میکردیم که ادامهی نماز صحیحتر از پاسخ دعوت «ولیامر» است!
اما اهل عصمت (ع) که دلهایشان ظرف مشیت الهی است و خواستشان بر اساس خواست خداوند متعال است و جز به خواست او سخنی نگفته و کاری نمیکنند، به آداب ولایتپذیری و اطاعت از «ولی» کاملاً علم دارند و عمل مینمایند. پس، اگر مشیت خدا بر آن بود که بندهاش در حال رکوع انگشتری به زکات دهد، میدهد و به خداوند عرض نمیکند: که فعلاً در حال نماز هستم و نمیتوانم کار دیگری انجام دهم. صبر بفرمایید تا نمازم تمام شود! اما حضرت علی علیهالسلام که با اخلاص تمام مطیع امر مولا است، هم نمازش به امر خدا و برای خداست و هم زکاتش به امر خدا و برای خداست.
* عنایت آقا علی بن موسیالرضا(ع)
وی ادامه داد: یکی از دوستان این طلبه به او یادآور میگردد که پزشک حازقی به نام علی بن موسی الرضا(ع) در مشهد مقدس ایران میشناسم و او را تشویق به این مسافرت مینماید و او نیز همراه همسرش به مشهد مقدس سفر کرده و در حرم مطهر امام رضا(ع) حاضر میگردد و به امام(ع) عرض میکند" اگر مذهب شما بر حق است، خانمم را شفا دهید".
حجتالاسلام والمسلمین اعتمادی اضافه کرد: این طلبه کنونی جامعةالمصطفی میگوید که بعد از چندی دیدم که حال خانمم رو به بهبودی نهاد و سلامتی خود را به دست آورد؛ او بعد از این ماجرا، با توجه به تسلطی که به زبان عربی داشت، درحقانیت مذهب تشیع تحقیق میکند و شیعه میگردد.
مدیر مدرسه شهابیه جامعةالمصطفی، با اشاره به تنفر این طلبه از وهابیت و تبلیغهای سوئی که علیه اسلام ناب در جهان ارائه میدهند، ابراز داشت: آرزوی این طلبه این بود که در روز قیامت از خداوند متعال بخواهد که او را در مقابل سردمداران وهابیت قرار دهد و به آنها بگوید که چرا بیست سال از عمر من را تلف کردید و مرا از راه حق غافل نمودید.
* رویایی که به حقیقت پیوست
وی طلبه دیگری که در این مدرسه حضور دارد را مورد توجه قرار داد و گفت: طلبه ای که در این مدرسه علمیه وجود دارد که در گذشته از عالمان وهابی کشورش بود و قبل از حضور در جامعهالمصطفی، در چند رشته مانند کامپیوتر، مدیریت، زبان انگلیسی، فرانسوی و عربی تحصیل کرده بود.
حجتالاسلام والمسلمین اعتمادی افزود: او در جلسهای به امام خمینی(ره) جسارتی نمود و به ایشان نسبت انحرافکننده ای داده بود، اما همان شب، امام(ره) را در خواب میبیند که او را از مشکلی نجات میدهد و او را هدایت میکند.
مدیر مدرسه شهابیه جامعةالمصطفی اضافه کرد: فردای آن روز، یکی از طلاب سوری نزد او میآید و او را برای تحصیل علوم دینی به سوریه دعوت می کند؛ او نیز با این که در گذشته در نظر داشت برای تحصیل علوم دینی به عربستان برود، با خیال این که تحصیلات تکمیلی اعتقاد راسخ به آرمانهایشرا بیشتر می کندو کسی یا گروهی نمی تواند او را از مسیرش منحرف کند، سوریه را برای تحصیلاتش انتخاب میکند.
وی با اظهار این که این فرد در سوریه کتاب های شیعی را مطالعه میکند و شیعه میشود و رویای او به حقیقت می پیوندد، افزود: اکنون، این طلبه المصطفی چندین جلد کتاب به زبانهای مختلف نوشته است و 50 نفر از دانشمندان کشورش را به معارف غنی، ناب و عمیق شیعی هدایتکرده است و از نخبگان المصطفی نیز محسوب می شود.
ابن عباس میگوید:در حجة الوداع، با رسول خدا مشغول انجام مناسک حج بودیم که حضرت، حلقه در کعبه را گرفته و رو به ما کردند و فرمودند: آیا می خواهید شما را از نشانه ها و حوادث پیش از قیامت (ظهور) خبردار کنم؟
سلمان که از همه به ایشان نزدیک تر ایستاده بود،گفت: بلی یا رسول الله !
ایشان فرمودند : از جمله آنها ضایع و تباه کردن نمازها و تبعیت از شهوتها، متمایل شدن به هواهای نفسانی، تکریم و بزرگداشت ثروتمندان و مال پرستان و فروختن دین به قیمت دنیاست .در این زمان است که قلب مومن در درونش همانند نمک در آب حل می شود ،چرا که منکرات، کژیها و کاستیها را می بیند وقدرت تغییر دادن آنها را ندارد.
- سلمان پرسید: آیا واقعآ چنین خواهد شد ؟
- سلمان! قسم به آن که جانم در دست اوست، آری! و به دنبال آن حاکمان و امیران ستمگر و وزیران فاسق و کار گزاران و کارشناسان ستمکار پیدا می شوند و [مردم] به خیانتکاران، اعتماد می کنند.
- آیا واقعآ چنین روزی خواهد آمد؟
- سلمان! قسم به آن که جانم به قبضه ی قدرت اوست، آری!در آن زمان است که منکرات و انحرافات، معروف و خوب و اعمال پسندیده، منکر و نا پسندید شمرده می شود.شخص خائن معتمد و شخص امین، خائن خوانده میشود.دروغگو را تایید و راستگو را طرد میکنند.
- آیا واقعا چنین روزی خواهد آمد؟
- قسم به آنکه جانم در دستانش است؛ آری! در آن زمان است که زنان فرمانروا میشوند و برتری می یابند.با زنان و کنیزان مشورت میگردد و کودکان، بر منبر ها مینشینند و هر چیزی نهایتا به دروغ ختم میشود.زکات و فیء که حق عمومی و همگانی است غنیمت و بهره شخصی شمرده میشود.شخص به والدینش ستم میکند و در عین حال به دوستش خدمت و نیکی. و آنجاست که ستارۀ گنهکاری طلوع میکند.
- آیا چنین چیزی اتفاق خواهد افتاد؟
- سلمان! قسم به آنکه جانم در دست اوست؛ آری! در چنین شرایطی است که مرد با همسرش در تجارت شریک میشود، خوی و عادتهای شخصی و باطل زیاد شده وخوبیها به شدت کم میشود. شخص به خاطر سخت گیری به بدهکاران خود، تحقیر میشود.و زمانی است که بازار ها به هم نزدیک میشوند و یکی میگوید: چیزی نفروختم و دیگری میگوید: سودی نبردم و چیزی جز شکایت کردن از خدا دیده نخواهد شد.
- آیا چنین چیزی اتفاق خواهد افتاد؟
- سلمان! قسم به آنکه جانم در دست اوست؛ آری! در آن زمان است که بدنبال این حوادث ، اقوامی پیدا میشوند که اگر حرفی بزنند کشته میشوند و اگرساکت بمانند، غارتشان میکنند تا اینکه از اموالشان بهره مند شوند و به حریمهایشان تجاوز کنند و حرمتشان را شکسته و خونشان را بریزند. قلبهای آنها کاملا با ترس و حقه بازی عجین گشته و آنها را جز در حالت خوف و نگرانی و هراس ووحشت نمی یابی.
- آیا واقعا چنین خواهد شد؟
- سلمان! آری قسم به آنکه جانم در دست اوست. درآن زمان است که چیزی از مشرق و چیزی از مغرب می آید و امت مرا رنگارنگ میکند. چه بیچاره اند کسانیکه به خاطر آنها ضعیف میشوند و وای برآنها که خدا چه برای آنها مهیّا کرده است و چگونه مترصد آنهاست، نه به کوچکتر ها رحم میکنند و نه به بزرگتر ها احترام میگذارند.از خطاکاران و گنهکاران در امان نیستند،بدنهایشان، بدن انسان و قلب هایشان، قلب شیطان است.
- آیا واقعا چنین خواهد شد؟
- سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری!درآن زمان مردان تنها به مردان و زنان تنها به زنان [برای ارضاء شهوات] مشغول میشوند. همانگونه که اهل خانه ای نسبت به دختران خانه خود احساس غیرت میکنند [غریبه ها] نسبت به پسرکان جوان، غیور میگردند [ وآنها را ناموس خود میشمارند ] مردان به زنان و زنان به مردان شبیه میشوند و زنان بر زینها سوار میگردند که لعنت من برچنین زنان مسلمانی باد!
- آیا واقعا چنین خواهد شد؟
- سلمان! آری قسم به آنکه جانم در دست اوست. در آن زمان مساجد راهمانند کلیساها و کنسیه ها تزیین میکنند و قرآنها را طلاکاری وزینت.مناره ها بلند میشوند وخطوط (دسته ها) زیاد میشوند. قلبهایشان نسبت به هم متنفر ودرزبانهایشان، اختلاف نمایان است.
- آیا واقعا چنین خواهد شد؟
- سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! در آن زمان است که مردان و پسران امتم برای زینت از طلا استفاده میکنند و حریرودیبا و ابریشم میپوشند وبا بیگانگان متحد میشوند.
- آیاچنین چیزی واقع خواهد شد؟
- سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! درآن زمان، رباعلنی میشود وبا اجناس ممتاز، رشوه و معامله میکنند.دین رهامیشود ومقام و منزلت دنیا [در نظرمردم] رفیع میگردد.
- آیا چنین خواهد شد؟
- سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! هرچندبه خداضرری نمیرسانند[ به خودشان ظلم میکنند] لیکن طلاق زیاد میشود و حدود اقامه و اجرا نمیشود.
- آیا واقعا چنین خواهد شد؟
- سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! در آن زمان است که زنان آوازه خوان میشوند وآلات موسیقی جلوه می یابند و بدنبال آن اشرار امتم پیدا میشوند.
- آیا واقعا چنین خواهد شد؟
- سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! درآن زمان ثروتمندان امتم ، برای تفریح و سیاحت، افراد عادی برای تجارت و کسب درآمد و فقرا برای ریا و خودنمایی به حج وعمره میروند. جمعیتی پیدامیشوندکه تفکر وتدبر و تفقه آنها برای غیر خدا [واغراض غیرالهی] است. زنازادگان زیادمیشوند وقرآن را با آواز و غنا میخوانند و به خاطر دنیا بر سر هم میریزند و با هم درگیر میشوند.
- آیا واقعا چنین خواهد شد؟
- سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! درآن زمان به محارم تجاوز میکنند وبدنبال گناهان میروند، اشرار و بدان بر خوبان مسلط میشوند.دروغ علنی میشود ولجاجت نمایان میگردد. بیچارگیها نمایان میشود، با لباسها به هم فخر میفروشند ومباهات میکنند و ظرفهای ناشایست را پر میکنند.نرد و شطرنج و آلات موسیقی موردپسند[مردم] واقع میشوند.امر به معروف و نهی از منکر را انکار میکنند،به طوری که مؤمن خوارتر از کنیز میگردد.همدستی میان زاهد[نما]ها وقاریان [بدکردار] نمایان میشود. اینها همانها هستند که درآسمانها آنها را پلیدان ناپاک می خوانند.
- آیا واقعا چنین خواهد شد؟
- سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! درآن زمان ثروتمند از وضعیت فقیر هراسان نمی شود به طوری که گدا یک هفته کامل از مردم گدایی میکند اما کسی را که چیزی در دستش بگذارد، نمی یابد.
- آیا حقیقتا چنین اتفاقی خواهد افتاد؟
- سلمان! قسم به کسی که جانم در دست اوست؛ آری! در آن زمان «روبیضه» به سخن می آید.
- پدرومادرم به فدایت یا رسول الله ! «روبیضه» دیگر چیست؟
- کسی که تابه حال صحبت نمیکرد برای امور عموم به سخن می آید وجز کمی از او فرمان نبرند...
- قسم به جانم که این همان چیزی است که دائما در عصرگمراهی و فسقی که درآن زندگی میکنیم، مشاهده میشود وبا تمام حواس ووجود از آنها خبر داریم. صلوات خداوند بر تو باد یا رسول الله ! ما را از آنهابا خبر کردی سلام بر تو یا مهدیا ! که روزی همه اینها را از بین می بری و عدل و داد را جایگزین آن میگردانی.
حضرت جبرئیل علیه السلام که یکی از ملائک مقرب خداوند است ،
هزاران بار بر پیامبران الهی نازل شده و فرامین حضرت حق را به آنان انتقال داده است
که عبارتست از :
نزول حضرت جبرئیل علیه السلام بر حضرت آدم علیه السلام ، 12 مرتبه .
نزول حضرت جبرئیل علیه السلام بر حضرت ادریس علیه السلام ، 4 مرتبه .
نزول حضرت جبرئیل علیه السلام بر حضرت نوح علیه السلام ، 50 مرتبه .
نزول حضرت جبرئیل علیه السلام بر حضرت ابراهیم علیه السلام ، 42 مرتبه .
نزول حضرت جبرئیل علیه السلام بر حضرت موسی علیه السلام ، 400 مرتبه .
نزول حضرت جبرئیل علیه السلام بر حضرت عیسی علیه السلام ، 13 مرتبه .
نزول حضرت جبرئیل علیه السلام بر حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، 24000 مرتبه .