بحث شیعه و سنی دقیقاً از چه زمانی و به چه دلیلی آغاز شد؟

بحث شیعه و سنی دقیقاً از چه زمانی و به چه دلیلی آغاز شد؟
اطلاعات بیشتر : از چه زمان و به چه دلیل نام شیعه و سنی مطرح شد؟


.

بهتر است بگیم جنگ و کشمکش از چه زمانی بین مسلمانا آغاز شد که اونم درست بعد از فوت رسول خداست.
یک حدیثی است از حضرت رسول در مسجد در میان 13 تن از یاران فرمودند با حضرت علی به نام امیر المومنین سلام کنند و سپس فرمودند ان علی و شیعتهم فائزون.این مطلب رو ابن کثیر در صحف اش و مسلم در صحیح خود نقل کرده است ولی آدرس دقیقشان یادم نیست میتونید متن حدیث رو سرچ بزنید و رفرنس رو بیابید.

واژه شیعه از اینجا پیدا شد.
اینکه شیعه یاغی هست و وحشی هستو سیعیان فلان و فلان در قرون 6 و 7 هجری شکل گرفت بخاطر مجاهدت های اسماعیلیه و ترس حاکمان ترک وقت و ترس حاکمان بنی عباس از این گروه که سرکرده معروفشان شیخ حسن صباح بوده است.

در دوران صفویه چون حکومت به دست صوفیان علوی 12 امامی افتاد شیعه اثنی عشری تجلی پیدا کرد و خیلی جالب هست که مورد پذیرش عوام مردم ایران هم قرار گرفت شاید به خاطر نام نیک اهل بیت و اینکه عالمان وقت همیشه مطلع کتب خود را با نام و یاد آنان آغاز میکردند و برخورد عالمان برایشان مهم تر از برخورد داروغه ها بود.مثلا شیخ فریدالدین عطار که از متحجره تسنن است در مطلع تذکره الاولیا نام از حضرت صادق میبرد و شعر معروف امام شافعی را قرار میدهد.

"ان کان رفضا حب آل محمد فلیشهد الثقلان انی رافض"

براستی جنگ بین شیعه و سنی جنگ بین دو فرقه یا دو مذهب نیست.جنگ بین دو قدرت حکومتی در گذشته بوده است که حال به صورت میراث به فرزندانشان رسیده است.

در واقع مقوله ای به نام تسنن و تشیع مطرح نیست بلکه فقط یکسری عبارات هست که بین عالمان ردوبدل میشده.

ولی این نوع سنی گرایی شیعه گرایی از زمانی شکل گرفت که بین ایران شیعه مذهب و عثمانی سنی مذهب نبرد چالدران پیش گرفت.چون سلطان ابراهیم بیک هم ادعای ولایت بر کل جهان اسلام رو داشت و درواقع یه جور کل کل شد که اینطوری شد.

تطبیق نبرد قرقیسیا و واقعه آرمگدون



 


طیّ سال های اخیر بسیاری از علاقه مندان به پیش گویی های مربوط به آخرالزّمان، اشاراتی به تشابه میان نبرد قرقیسیا و ادّعای مسیحیان صهیونیست در خصوص واقعه آرمگدون داشته اند، از این رو در اینجا به طور خلاصه نگاهی به این واقعه می کنیم:

1- پیش گویی ها درباره آرمگدون

جریان مسیحیان صهیونیست که همان مبدعان و مبلّغان وقوع آرمگدون می باشند، تمام رفتارهای خود را منسوب به مشیّت (تقدیر) الهی کرده و در مسیر تحقق خواسته هایشان اقدامات خشونت باری را تدارک نموده اند و آنان پیش گویی های «کتاب مقدس» را بهانه این اعمال خود قرار داده اند تا آنجا که با استفاده از قدرت رسانه ای فوق العادّه ای مدام تبلیغ می کنند، خداوند مقرر کرده است، بشر هفت دوران از مشیّت الهی را از سر بگذارند که یکی از آنها جنگ هسته ای آرمگدون است که آن را هارمجدون می خوانند، فراهم آورند. آشکار است که این عبارت اساساً مدّعای آنان را اثبات نمی کند؛ بلکه ریشه های آن را باید در اهداف خارج از کتاب مقدس آنان دنبال نمود.

2- نبرد بزرگ آرمگدون

مسیحیان صهیونیست می گویند که پیش از ظهور (مجدد) مسیح و برپایی قیامت و پس از یک دوره فلاکت هفت ساله که منجر به نبرد با دجّال می شود، جنگ آرمگدون اتفاق می افتد، آنان برای این درگیری ویژگی های منحصر به فردی بیان می کنند که پس از این خواهیم دید که حتی معتقدند، وقوع این جنگ بزرگ جهانی بسیار نزدیک است و نسل فعلی بشریّت قطعاً شاهد وقوع آن خواهد بود.
اعتقاد به این امر موهوم، چنان در میان سیاست گزاران آمریکایی نفوذ کرده است که بسیاری از سیاست های رئیس جمهوری های گذشته و کنونی «آمریکا» در راستای عملی شدن این جنگ به ظاهر مقدس بوده تا آنجا که آنان حتی در سیاست اقتصاد نیز تلاش می کردند، میزان کمک های دولت ایالات متحده به اسرائیل افزایش یابد.

3- انگیزه درگیری و رویارویی

مسیحیان اصولگرا، جنگ آرمگدون را با پسوند مقدّس توصیف می کنند و نوع بیان دسته بندی طرفین درگیر در میدان جنگ با استفاده از الفاظ مذهبی و با عنوان مؤمن، کافر و مشرک است که به خوبی نشان دهنده دینی جلوه دادن این جنگ است. خلاصه اینکه همه آنها که ادّعا می شود در «آرمگدون» مقابل یکدیگر می ایستند، برای دفاع از دین و آیین و مرام خودشان خواهد بود.

4- زمان وقوع نبرد آرمگدون

همان طور که پیش از این یادآور شدیم، مسیحیان صهیونیست عنوان می کنند که این اتفاق در آینده ای بسیار نزدیک و طیّ چند سال آینده به وقوع خواهد پیوست و اندکی پس از آن مسیح (علیه السلام) ظهور خواهد کرد و بر دجّال فائق خواهد آمد.
جالب است بدانیم که پیروان این جریان وقوع دو نشانه را پیش از رخ دادن آرمگدون ذکر می کنند و برای این دو نشانه هم ترتیب و توالی زمانی قائلند:
الف) تجدید بنای هیکل (معبد) سلیمان: معبد سلیمان که نماد حکومت جهانی دولت یهود است، پیش از برقراری حکومت جهانی مطلوب آنها می باید برپا شود و به منظور وقوع این امر بر وجوب و لزوم قطعی حیات و کمک به اسرائیل و مهاجرت تمام یهودیان دنیا به «فلسطین» اشغالی تأکید شدیدی می کنند. راه وصول به این مقصود نیز تخریب «مسجد الاقصی» است و می گویند باید معبد به جای مسجد ساخته شود؛ حتی اگر به قیمت آغاز جنگ جهانی سوم باشد.
ب) تولد گوساله سرخ موی: یهودیان ادّعا می کنند که در هنگام بنای معبد و پیش از شروع عملیات ساخت، لازم است مراسم تطهیر انجام شود و برای انجام آن می بایست گوساله ای سرخ موی که ویژگی های خاصّی دارد و با آداب مخصوص به خود قربانی گردد. در چند دهه اخیر یهودیانی با استفاده از دانش ژنتیک اقدام به اصلاح نژادی گاو برای تولید این گوساله کرده اند و چندی پیش ادعای موفقیت در این راستا را نمودند که این ادّعا مورد تأیید «مؤسسه معبد» واقع در «اورشلیم» قرار گرفت و اکنون این حیوان سه ساله است.
یهودیان برای نیل به تخریب مسجدالاقصی با قاطعیّت تصمیم دارند که حدّاقل در ابتدای هر ماه به طور جدی برای تحقّق این تصمیم شوم اقدام کنند که تنها در سال جاری شاهد چند مورد تقابل بسیار جدی میان یهودیان با مسلمانان در اطراف «قدس» بوده ایم.

5- طرفین درگیر در آرمگدون

ادّعا می شود در میدان «آرمگدون» دو سپاه رودرروی همدیگر قرار می گیرند:
1. مؤمنان: یهودیان و هم پیمانان آنها (مسیحیان صهیونیست)، 2. کفّار و مشرکان: کمونیست ها (شوروی (روسیه)، چین، کوبا و کره شمالی) و مسلمانان که عمدتاً شیعیان مدّ نظر قرار گرفته اند. در این میان جایگاه ویژه «ایران»، «سوریه»، «لبنان» و «عراق» را نمی توان نادیده گرفت. نکته قابل توجه اینجاست که تا قبل از فروپاشی «شوروی»، عنوان امپراتوری شیطان به آنجا اطلاق می شد و منظور از آن در تبلیغات مسیحیان صهیونیست، رهبری سپاه شر در جنگ آرمگدون بود و پس از آن، به خصوص بعد از حمله «آمریکا» به «عراق»، بارها از سوی آنها ایران محور شرارت خوانده شده و هدف بعدی حمله آنان اعلام شده است.

6- پیروز میدان آرمگدون

بنابر آنچه مدّعیان آرمگدون ادّعا می کنند، مسیح مورد نظر آنان پس از کشتار بسیاری از حاضران در میدان نبرد، پیروزمندانه از این معرکه بیرون خواهد آمد و مسیحیان صهیونیست هزار سال در خوشبختی بر جهان حکومت خواهند کرد.

7- زمینه سازی برای آرمگدون

از جمله اساسی ترین مسائلی که میان همه مسیحیان صهیونیست مشترک است و جملگی بر آن اتفاق دارند، این است که ما هم اکنون در آخرالزّمان زندگی می کنیم و زمینه سازی برای وقوع آرمگدون به عنوان مقدمه ظهور مسیح وظیفه ماست. در هم تنیدگی عقاید مسیحیان صهیونیست و سیاست مداران آمریکایی به حدّی است که در حال حاضر کلید فهم سیاست آمریکا چیزی جز شناخت کامل و دقیق این جریان نیست. در راستای تبلیغ این جریان امروزه بیش از 1550 شبکه رادیویی و تلویزیونی، 80 هزار کشیش سخنران و مبلّغ، 200 مؤسّسه و کالج علمی و صد هزار دانشجوی پروتستان به طور شبانه روزی مشغول فعالیت هستند و تنها در«آمریکا» مخاطبانشان در حدود جمعیت کلّ «ایران» است و در سطح کلان حتی رؤسای جمهور گذشته و حال این کشور آرزو دارند آغازگر این جنگ بزرگ جهانی باشند.

8- عوارض اعتقاد به آرمگدون

مشکلاتی که برای «سوریه»، «عراق» و ایران در خارج از ‌آمریکا پیش آمده و حتی مشکلاتی که گاه برای کل ساکنان زمین رخ می نماید، از همین روست. جیمز وات، وزیر کشور اسبق «آمریکا» در جمع کمیته مجلس نمایندگان اعلام کرد:
به علت ظهور دوباره و قریب الوقوع مسیح نمی توانیم خیلی در بند نابودی منابع طبیعی خودمان [و صد البته دیگر کشورهای جهان] باشیم. (1)

نبرد قرقیسیا

واقعه آرمگدون

ویژگی ها و اوصاف

منطقه مرزی عراق، ترکیه و سوریه

20 مایلی جنوب شرقی حیفا در بیت المقدس

موقعیت جغرافیایی

روایات اسلامی متعدد و صریح در کتب فریقین

تفسیرهای بی مبنا از یک عبارت از کتاب مقدس

منابع پیش گویی

درگیری با سلاح های روز و کشته های بسیار

جنگ بزرگ هسته ای با تعداد کشته های فراوان و غیرقابل تصور

نحوه جنگیدن

درگیری برای تصاحب ثروتی که زیر فرات بوده است

جنگ میان دو سپاه موسوم به حقّ و باطل!

انگیزه رویارویی

5 ماه قبل از ظهور حضرت مهدی(ع)

در آستانه ظهور حضرت مسیح (ع) پس از بازسازی معبد سلیمان و تولد گوساله سرخ موی

زمان جنگ

مجموعه ای از حکّام جاه طلب و حریص (سفیانی، ترک ها و رومیان (شاید روس ها و غربیان) و سپاهی از مصر)

دو سپاه خیر و شر؛ یهودیان و حامیان مسیحی کفّار(=کمونیست های روسیه، چین و کوبا)، مشرکان(=اعراب و شیعیان ایران) و سپاه خیر (یهودیان و مسیحیان صهیونیست آمریکا)

طرفین درگیر

سفیانی

سپاه خیر(یهودیان و مسیحیان صهیونیست آمریکا)

پیروز میدان

صد یا چهارصد هزار نفر (اختلاف در روایت)

چند میلیون نفر+2/3 میلیون یهودی

تعداد کشته ها

حمله جانوران برای خوردن لاشه مردگان

دفن همه مردگان به مدت 7 ماه

سرانجام کشته ها

نمی خواهد

همه قوای مسیحیان صهیونیست برای زمینه سازی مورداستفاده قرار می گیرد

زمینه سازی

بی تأثیر در زندگی امروز

حمله به عراق، افغانستان، لبنان، سوریه و شاید ایران...

آثار اعتقاد و ترویج باور به نبرد

طبق بیان روایات احتمال وقوع آن بسیار زیاد است

صرفاً دست آویزی برای ایجاد درگیری از سوی جنگ طلبان صهیونیست با مسلمانان و پیروان ادیان آسمانی

میزان احتمال وقوع

 

پی نوشت ها :

1. مطهری نیا، محمود، نبرد آخرالزّمان (بررسی تطبیقی نبرد قرقیسیا و واقعه آرمگدون)، ماهنامه موعود.

منبع مقاله :
شفیعی سروستانی، اسماعیل؛ (1391)، دانشستان سرزمین های درگیر در واقعه ی شریف ظهور، ج 1، تهران: موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دوم

 



حضرت مهدی (علیه السلام) و یهود


یکی از دشمنان خطرناک حضرت مهدی (علیه السلام) و یارانش، یهود است؛ خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
«همانا شدیدترین مردم، در دشمنی با آنان که ایمان آورده اند، یهودیان و مشرکان هستند.»
چنان که از بعضی روایات استفاده می شود، سفیانی سخت ترین دشمن امام زمان (علیه السلام) از جانب غربی ها و یهود حمایت می شود. اساساً سفیانی را برای حمایت از مرزهای اسرائیل و سرکوب نیروهای انقلابی، روی کار می آورند تا اربابان او از خطر حمله سپاه خراسانی و یاوران مهدی (علیه السلام) که برای آزادی «قدس»، به حرکت درآمده اند، در امان باشند. در آیاتی از سوره مبارکه «اسرا» چنین آمده است:
«ما به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) اعلام کردیم که دو بار در زمین، فساد خواهید کرد و برتری جویی بزرگی خواهید نمود. هنگامی که نخستین وعده فرا رسد، گروهی از بندگان پیکارجوی خود را بر ضدّ شما می انگیزیم (تا شما را سخت در هم کوبند؛ حتی برای به دست آوردن مجرمان)، خانه ها را جست و جو می کنند و این وعده ای است قطعی، سپس شما را بر آنها چیره می کنیم و شما را به وسیله دارایی ها و فرزندانی کمک می کنیم و نفرات شما را بیشتر قرار می دهیم. اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می کنید و اگر بدی کنید، باز هم به خود می کنید و هنگامی که وعده دوم فرا رسد، آن چنان بر شما سخت خواهند گرفت که آثار غم و اندوه در صورت هایتان ظاهر می شود؛ داخل مسجد (الاقصی) می شوند، همان گونه که بار اول وارد شدند و آنچه را زیر سلطه خود می گیرند، در هم می کوبند.» (1)
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر جمله «بندگان پیکارجوی خود را علیه شما برمی انگیزیم» فرمودند:
«آنان کسانی هستند که خداوند، قبل از ظهور قائم، آنها را برمی انگیزد و آنان، دشمنی از دشمنان آل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را فرا نمی خوانند؛ مگر اینکه او را به قتل می رسانند.» (2)
عیاشی در تفسیر خود، از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که حضرت، پس از تلاوت آیه «بعثنا علیکم عباداً لنا» فرمودند:
«او، قائم و یاران اویند که دارای قوّت و نیروی زیادی هستند.» (3) از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که آن حضرت، آیه شریفه فوق را تلاوت فرمودند، یکی از یاران عرض کرد:
فدایت شوم! اینها چه کسانی هستند؟ حضرت سه مرتبه فرمودند: «به خدا قسم! آنان اهل قم هستند.» (4)
بنا به ظاهر روایات موجود، در منابع شیعه و سنّی، مراد از نبرد مسلمانان با یهود در آخرالزّمان، همین نبرد است؛ چنان که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمودند:
«قیامت برپا نمی شود؛ مگر آنکه بین مسلمانان و یهود، کارزاری رخ می دهد، به گونه ای که مسلمانان، همه آنها را به هلاکت می رسانند تا جایی که اگر شخصی یهودی (محارب) در پشت صخره یا درخت، پنهان شود، آن سنگ و درخت به صدا درآید و گوید: ای مسلمان! این یهودی (محارب) است که در پناه من مخفی شده، او را هلاک کن!» (5)
از روایات یاد شده، به دست می آید که خداوند، به وسیله ایرانیان، زمینه ظهور را فراهم می کند و مقاومت یهود در برابر مسلمانان، در چند نوبت است و نابودی نهایی آنان، به دست حضرت مهدی (علیه السلام) است.
بیرون آوردن «تورات» اصلی، از «غار انطاکیه» و کوهی در «شام» و «فلسطین» و «دریاچه طبریّه»، توسط حضرت مهدی (علیه السلام) و استدلال آن حضرت بر یهودیان نیز، نمونه ای از برخوردهای فرهنگی است که در مقام ارائه برهان، از آن استفاده می شود. از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمودند:
«تورات و انجیل را از سرزمینی که انطاکیه نامیده می شود، بیرون می آورد.» (6)
و نیز فرمودند:
«صندوق مقدس، از دریاچه طبریّه به دست وی آشکار می شود و یارانش آن را آورده و در پیشگاه او، در بیت المقدس قرار می دهند و چون یهودیان آن را مشاهده نمایند، جمعیت زیادی از آنها اسلام می آورند که حدود سی هزار هستند.» (7)

پی نوشت ها :

1. سوره مائده (5)، آیه 83.
2. تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 138.
3. همان.
4. بحارالانوار، ج 60، ص 216.
5. مسند احمد، ج 2، ص 417؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 312.
6. بحارالانوار، ج 51، ص 25.
7. معجم احادیث الامام المهدی (علیه السلام)، ج 1، ص 344؛ الملاحم و الفتن، ص 69.

منبع مقاله :
شفیعی سروستانی، اسماعیل؛ (1391)، دانشستان سرزمین های درگیر در واقعه ی شریف ظهور، ج 1، تهران: موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دوم



نبرد قرقیسیا


آن چنان که از روایات برمی آید، یکی از بزرگ ترین فتنه های مقارن ظهور، درگیری ویژه ای است که در منطقه «قرقیسیا» در «سوریه»رخ می دهد. هم در منابع شیعی و هم در منابع اهل سنت به این نبرد اشاره و از جزئیّات آن خبر داده شده است.
روایت های اسلامی خبر از وقوع جنگ ها، فتنه ها و آشوب های گسترده و فراوانی در آخرالزّمان، در آستانه ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می دهند؛ فتنه هایی که پی در پی می رسند و سرزمین های بسیاری را در بر می گیرند. رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از این فتنه ها و آشوب ها چنین یاد می کنند:
«فتنه ای به پا می شود و به دنبال آن فتنه ای دیگر برمی خیزد. فتنه اولی در مقایسه با دومی همانند تازیانه خوردن در مقایسه با ضربات لبه تیز شمشیر است! سپس فتنه ای پدید می آید که همه محرّمات در آن حلال شمرده می شود! آنگاه خلافت به بهترین مردم روی زمین می رسد؛ در حالی که او در خانه اش نشسته باشد.» (1)
آن حضرت در روایت دیگری به گستردگی و تنوع این فتنه ها اشاره کرده، می فرمایند:
«بعد از من، چهار فتنه بر شما فرود آید که در اولی خون ها مباح می شود، در دومی خون ها و ثروت ها مباح می گردد، در سومی خون ها و ثروت ها و ناموس ها مباح می شود و در چهارمی آشوبی کور و کر جهان را مضطرب می سازد؛ آن چنان که کشتی غول پیکر آب های مجاور را مضطرب کند، این فتنه شما را زیر پر می گیرد و عراق را می پوشاند و در جزیره دست و پا می زند، مردم، تلخی حوادث و فشار آشوب را لمس می کنند، آن چنان که پوست به هنگام دبّاغی شدن فشار وارده را لمس می کند. کسی قدرت یک کلمه سخن گفتن نخواهد داشت! این فتنه در نقطه ای آرام نمی یابد، جز پس از آنکه در نقطه ای دیگر بیداد کند.» (2)

1- نبرد قرقیسیا در روایت های اسلامی

1-1. منابع شیعی:

روایت های شیعه و اهل سنت به نبرد قرقیسیا اشاره کرده، از بزرگی و بی نظیر بودن این رویداد سخن گفته اند. امام باقر (علیه السلام) در روایتی خطاب به میسر، ضمن پرسش از فاصله محل اقامت او تا «قرقیسیا» به بزرگی و بی سابقه بودن نبردی که در این منطقه رخ خواهد داد اشاره کرده، می فرمایند:
«ای میسر! از اینجا تا قرقیسا [قرقیسیا] چقدر راه است؟» عرض کردم: همین نزدیکی ها است، در ساحل «فرات» قرار دارد. پس فرمودند: «اما در این ناحیه واقعه ای رخ خواهد داد که مانند آن از زمانی که خداوند تبارک و تعالی، آسمان ها و زمین را آفریده، اتفاق نیفتاده، و تا زمانی هم که آسمان ها و زمین برپا هستند، مانند آن اتفاق نخواهد افتاد. سفره ای است که درندگان زمین و پرندگان آسمان از آن سیر می شوند.» (3)
و نیز از ایشان نقل شده است که:
«همانا واقعه ای برای فرزندان عباس و مروانی در قرقیسیا روی خواهد داد که پسر نوجوان در آن پیشامد پیر گردد و خداوند هرگونه یاری را از ایشان برگیرد و به پرندگان آسمان و درندگان زمین الهام کند که از گوشت تن ستمگران خود را سیر کنید. سپس سفیانی خروج خواهد کرد.» (4)
امام باقر (علیه السلام) در روایت دیگری به ارتباط نبرد قرقیسیا و خروج سفیانی اشاره کرده، می فرمایند:
«سپاهیان سفیانی از قرقیسیا عبور خواهند کرد و در آنجا به نبرد خواهند پرداخت، پس صدهزار نفر از ستمگران [در آنجا] به قتل خواهند رسید. آنگاه سفیانی سپاهی را به سوی کوفه روانه می سازد که تعداد آنها به هفتاد هزار نفر می رسد.» (5)
آن حضرت همچنین به شمار کشته شدگان در این نبرد اشاره کرده، می فرمایند:
«شهری در طرف شرق ساخته می شود که در آن حوادثی روی می دهد که هرگز مردم آن زمان نظیر آن را نشنیده اند. آنگاه آن حادثه و یک حادثه دیگر که در شام روی می دهد، مجموعاً چهارصد هزار کشته بر جای می گذارد و به دنبال آن حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظاهر می شود و هرگز سپاهش شکست نمی خورد.» (6)
امام صادق (علیه السلام) نیز در روایتی، درباره نبرد قرقیسیا چنین می فرمایند:
«همانا برای خداوند در قرقیسیا سفره ای است که سروش آسمانی از آن خبر می دهد، پس ندا می کند: ای پرندگان آسمان و ای درندگان زمین! برای سیر گشتن از گوشت ستمکاران شتاب کنید.» (7)
یکی از محققان معاصر در کتاب خود به این حدیث اشاره کرده، ذیل آن می نویسد:
«چنان که روایت اشاره می کند، عرصه نبرد، بیابان خشک و بی آب و گیاه است و آنها اجساد کشتگان خود را دفن نمی کنند یا قادر به دفن آنها نیستند، از این رو پرندگان آسمان و درندگان زمینی از گوشت لاشه های آنها شکم خود را سیر می کنند و اینکه سربازان کشته شده نیز ستمگرند؛ زیرا که آنها سربازان جبّاران و ستم پیشگان می باشند یا اینکه در میان آنها شمار زیادی از افسران و فرماندهان ستمکار از دو طرف وجود دارد.» (8)

1-2. منابع اهل سنّت:

در منابع اهل سنّت نیز روایاتی وجود دارد که بیانگر شدت درگیری در «قرقیسیا» است؛ ازجمله روایت زیر که ابن حماد آن را نقل می کند:
«سفیانی با سپاهیانش بر آنها غالب می شود و ترک و روم را در قرقیسیا به قتل می رساند تا اینکه درندگان زمین از گوشت آنها سیر می شوند.» (9)
او در روایت دیگری از امام علی (علیه السلام) نقل می کند که:
«سفیانی بر شام غالب می شود، آنگاه در قرقیسیا نبردی بین آنها رخ می دهد تا اینکه پرندگان آسمان و درندگان زمین از کشته های آنها سیر می شوند.» (10)

2- موقعیت جغرافیایی قرقیسیا

«قرقیسیا» شهری در شمال «سوریه» است که در محل التقای رود «خابور» با «فرات» قرار گرفته است. این شهر پیش از اسلام «کرکیسیون» نام داشت و در سال نوزدهم هجری قمری به دست مسلمانان فتح شد و قرقیسیا نام گرفت. (11) در کتاب «جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی» درباره قرقیسیا چنین توضیح داده شده است: در حدود دویست میلی پایین رقّه، قرقیسیا که همان کرکیسیوم قدیم است، در ساحل چپ دجله، جایی که رودخانه خابور آب های زیادی خود را در آن می ریزد، واقع است.
ابن حوقل درباره قرقیسیا می گوید:
شهری زیبا است که در آغوش باغستانی قرار داد. یاقوت و حمدالله مستوفی هر دو آن را محلی دانسته اند کوچک تر از رحبه که شش فرسخی قرقیسیا و در جانب غربی فرات است. (12)
ابن رُستَه قرقیسیا را از شهرهای اقلیم چهارم و از حوزه های ناحیه جزیره معرفی می کند. (13) ابن خردادبه در «المسالک و الممالک» پس از آنکه موقعیت قرقیسیا بر ساحل «فرات» را توصیف می کند، به بیان فاصله آن تا «بغداد» می پردازد و تمامی منازل میان این دو را نام برده، به فاصله هر یک از دیگری نیز اشاره می کند. بر اساس محاسبه وی، فاصله این دو شهر از یکدیگر در حدود نود و چند فرسخ است. (14)
در «معجم البلدان» طول و عرض جغرافیایی این شهر به نقل از بطلیموس ذکر شده است. او می گوید:
طول [جغرافیایی] شهر قرقیسیا 64 درجه و 45 دقیقه و عرض آن 35 درجه است. این شهر جزو اقلیم چهارم است. (15)
یکی از محققان معاصر درباره موقعیت جغرافیایی «قرقیسیا» می نویسد:
امروزه خرابه های آن نزدیک شهر دیرالزّور سوریه قرار دارد. قرقیسیا نزدیک مرزهای سوریه- عراق است و به مرزهای ترکیه- سوریه نسبتاً نزدیک می باشد. (16)
(قرقیسیا حدود 100 کیلومتر با عراق و 200 کیلومتر با ترکیه فاصله دارد).

3- دلایل و زمینه های نبرد قرقیسیا

آن چنان که از روایات برمی آید، زمینه ساز نبرد قرقیسیا گنجی است که در ناحیه «فرات» پیدا می شود، ابن حَماد به نقل از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از این گنج چنین گزارش می دهد:
«فرات از کوهی از طلا و نقره پرده برمی دارد، سپس بر سر آن جنگ می شود به طوری که از هر نه نفر، هفت نفر کشته می شود، پس هرگاه آن را درک کردید به آن نزدیک نشوید.» (17)
همین مضمون با الفاظی مشابه در روایات دیگری که از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده، آمده است که از جمله می توان به روایت زیر اشاره کرد:
«فرات از کوهی از طلا پرده برمی دارد، سپس مردم بر سر آن به نبرد برمی خیزند و از هر صد نفر، نود نفر (و یا فرمود: نه نفر) در این نبرد کشته می شوند، هریک از آن مردمان گمان می کنند که نجات می یابند.» (18)
در «الفتن و الملاحم» ابن کثیر نیز به نقل از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به پیدا شدن گنج اشاره شده است:
«به زودی فرات از گنجی از طلا پرده برمی دارد، پس هرکس آن را یافت، نباید چیزی از آن برگیرد.» (19)
ابن کثیر در جایی دیگر نیز از آن حضرت روایت می کند که:
«قیامت برپا نمی شود تا اینکه فرات از کوهی از طلا پرده برمی گیرد [در آن زمان] مردم با یکدیگر به نبرد برمی خیزند. پس، از هر صد نفر، نود و نه نفر کشته می شود، هر یک از آن مردمان می گوید: شاید من کسی باشم که نجات می یابم.» (20)
ابن حسام جونپوری نیز در «البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان» به ماجرای کوه طلا در «فرات» اشاره دارد:
«قیامت برپا نمی شود، مگر اینکه فرات کوهی از طلا را ‌آشکار می سازد، مردم بر سر آن گنج به نبرد برمی خیزند و نه دهم آنها کشته می شوند.» (21)
نویسنده کتاب «عصر ظهور» در بحث از جنبش سفیانی چنین آورده است:
«هدف اصلی سفیانی از جنگ عراق سلطه یافتن بر آن کشور و ایجاد مقاومت در برابر نیروهای ایرانی و زمینه سازان ظهور حضرت که از مسیر عراق به سوی سوریه و قدس پیش می روند خواهد بود؛ ولی در راه عراق در اثر حادثه عجیبی جنگ قرقیسیا رخ می دهد و آن حادثه پیدا شدن گنجی در مجرای فرات یا نزدیک مجرای رود فرات است؛ به طوری که عدّه ای از مردم برای دست یافتن به آن، دست به تلاش می زنند و آتش جنگ بین آنها شعله ور می شود و بیش از صد هزار تن از آنها کشته می شوند و هیچ یک به پیروزی قطعی نمی رسند و به آن گنج دست نمی یابند؛ بلکه همگی از آن منصرف شده و به مسائل دیگر مشغول می شوند.» (22)
ناگفته نماند که ایشان نیز روایاتی درباره پیدا شدن گنج نقل می کنند، از جمله روایت زیر که در نسخه خطّی ابن حماد به نقل از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) وارد شده است:
«فتنه چهارم هجده سال به طور می انجامد، سپس در آن هنگام که باید پایان می پذیرد و تحقیقاً نهر فرات از کوهی از طلا پرده برمی دارد و مردم برای رسیدن به آن به جان یکدیگر می افتند و از هر نُه تن هفت تن کشته می شوند.» (23)
قابل ذکر است که بیشتر این روایات از نظر سند ضعیف هستند.

4- نیروهای درگیر در نبرد قرقیسیا

بنابر آنچه از روایات اهل سنّت به دست می آید، طرفین درگیر در نبرد قرقیسیا، ترکان، رومیان و لشکر سفیانی هستند. در اینجا به برخی از روایاتی که در این زمینه وارد شده اند، اشاره می کنیم:
«سفیانی با سپاهش بر آنها پیروز می شود و ترک و روم را در قرقیسیا می کُشد». (24)
و در جایی دیگر آمده است:
«... پس در آن هنگام ترکان و رومیان اجتماع کرده، با یکدیگر به نبرد برمی خیزند و سه پرچم در شام برافراشته می شود، آنگاه سفیانی با آنها جنگ می کند تا در منطقه قرقیسیا به آنها می رسد.» (25)
در روایت دیگری چنین آمده است: زمان وارد شدن سفیانی به کوفه بعد از نبرد او با ترکان و رومیان در قرقیسیا است. (26) در روایتی که عبدالله بن زبیر از امام علی (علیه السلام) نقل می کند، نیز از حضور دو عبدالله (27) و سپاه آنان در «قرقیسیا» سخن گفته شده است:
«عبدالله به دنبال عبدالله برمی خیزد تا اینکه سپاهیان آنها در قرقیسیا در کنار نهر با یکدیگر رودررو می شوند.» (28)
منابع شیعی نیز از درگیری لشکر سفیانی با ترکان خبر می دهند، مؤلف «عصر ظهور» در این زمینه چنین می نویسد:
اما طرف مقابل سفیانی در این نبرد از نظر اکثر روایات ترکان هستند؛ ولی منظور از ترکان در اینجا چیست؟ آنچه به نظر می رسد و به طبیعت امر نزدیک تر است، اینکه آنها سپاهیان ترک زبان هستند؛ زیرا درگیری و نزاع بر سر دارایی است که نزدیک مرزهای سوریه و ترکیه وجود دارد...» (29)
در کتاب «روزگار رهایی» نیز احادیث متعددی درباره ترکان ذکر شده و تأکید می شود که فتنه ترک در قرقیسیا انجام می پذیرد. (30)
در اینجا به برخی از احادیثی که در کتاب یاد شده آمده و ظاهراً در ارتباط با نبرد قرقیسیا است، اشاره می کنیم:
در نخستین روایت به نقل از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) چنین آمده است:
«برای ترک ها دو خیزش است که در یکی از آنها آذربایجان ویران می شود و در دیگری وارد جزیره (31) می شوند و پرده نشینان را به وحشت می اندازند. خداوند مسلمانان را پیروز می گرداند که کشتار بزرگ الهی در آن روز است.» (32)
در روایت دیگری نیز چنین می خوانیم:
«بدون تردید سپاه ترک وارد جزیره خواهند شد تا اسب هایشان از فرات سیراب شوند، آنگاه خداوند بر آنها طاعون را مسلط می کند و همگی به وسیله طاعون از بین می روند و به جز یک نفر از آنها باقی نمی ماند. خداوند بر آنها برف و تگرگ همراه با سرمای سوزان و طوفان خانمان برانداز فرو می فرستد و همگی نقش بر زمین می شوند. مسلمانان به یکدیگر نوید می دهند که خداوند آنها را هلاک کرد و شرّ آنها را از شما کوتاه نمود.» (33)

5- زمان نبرد قرقیسیا

نبرد قرقیسیا میان دو واقعه مهم صورت می گیرد؛ نخست خروج سفیانی و دوم ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف). در اینجا به اختصار به هریک از آنها اشاره می کنیم:
خروج سفیانی: امام باقر (علیه السلام) درباره واقعه نخست چنین فرمودند:
«سفیانی در روز جمعه خروج می کند، بر فراز منبر دمشق قرار می گیرد و از مردم بیعت می گیرد که هرگز با امر او مخالفت نکنند، چه آن را بپسندند و چه آن را ناخوش دارند. آنگاه به سوی «غوطَه» حرکت می کند و 50 هزار جنگجو در اطراف او گرد آیند، آنگاه سه پرچم به اهتزاز درآید: پرچم ترک ها و عجم ها که سیاه رنگ است. پرچم بنی عباس که زرد رنگ است. پرچم سفیانی که سرخ رنگ است. سفیانی بر ‌آنها چیره می شود، پس از آنکه شصت هزار نفر از آنها را از دم شمشیر می گذارند، آنگاه به سوی «حمص» می رود و از فرات عبور می کند و عازم «رقّه» (34) و «سبا» (35) می شود».
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، نیز از جنگ سفیانی با سپاه ابقع و اصهب (36) خبر می دهند:
«سفیانی با ابقع درگیر می شود، سپس او و سپاهیانش را می کشد. سپس اصهب و یاران او را می کشد. آنگاه به کشتن آل محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و شیعیان آنها اهتمام می کند و به سوی عراق راهی می شود و سپاه او به قرقیسیا وارد می شود... .» (37)
در «عقدالدّرر» نیز در همین زمینه روایتی از امام محمدباقر (علیه السلام) نقل شده که به قرار زیر است:
«سه پرچم در شام برافراشته می شود؛ پرچم اصهب، پرچم ابقع و پرچم سفیانی، سفیانی ابتدا با ابقع درگیر می شود و او و همراهانش را به قتل می رساند، آنگاه اصهب را می کشد، سپس تنها چیزی که سپاهیان سفیانی به آن می اندیشند، حرکت به سوی عراق است و سپاهیان او از قرقیسیا عبور می کنند.» (38)
در منابع اهل سنت نیز این واقعه چنین ذکر شده است:
«سه پرچم در شام بلند می شود: اصهب، ابقع و سفیانی، سفیانی از شام و ابقع از مصر برمی خیزد. پس سفیانی بر همه آنها غالب می شود... (39) سپس سفیانی در شام بر پرچم های سه گانه غالب می شود. سپس برای آنها رویدادی به بزرگی قرقیسیا نخواهد بود.» (40)
ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف): حادثه مهمی که پس از نبرد قرقیسیا به وقوع می پیوندد، ظهور حجت خدا، قائم آل محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است. امام باقر (علیه السلام) در این زمینه می فرمایند:
«سفیانی و قائم (علیه السلام) در یک سال خروج می کنند.» (41)
همچنین در حدیثی دیگر از ایشان آمده است که:
«مهدی (علیه السلام)، همانند موسی (علیه السلام) نگران و ترسان از مدینه خارج می شود و به سوی مکه می رود و سپاهیان سفیانی حرکت می کنند تا به سرزمین «بیداء» می رسند، همگی آنها هلاک می شوند و جز گزارشگری از آنها باقی نمی ماند.» (42)
لازم به یادآوری است که طبق احادیث شیعی بزرگ ترین و حسّاس ترین ضربت بر سپاه سفیانی را خراسانی و سپاهیان او وارد می آورند؛ هم آنانی که اشراف «کوفه» هیچ ارج و قیمتی برایشان قائل نیستند. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده چنین آمده است:
«همه مردان آن، جز یک نفر شامی کشته می شوند، وای بر حال کسانی که در اطراف آن (کوفه) باشند، چه آزار و اذیتی می بینند. مردانشان و زنانشان اسیر گرفته می شوند، بهترین آنها از نظر وضع و سامان کسی است که از فرات بگذرد و از منطقه بگریزد، فرار کردن از آنجا از یک ساعت ماندن در آن بهتر است. کسانی که از آنها اسیر شوند، باکی بر آنها نیست، آنها را کسانی نجات می دهند که مردم کوفه هیچ ارزشی برای آنها قائل نیستند، آنها را از کوفه دور نمی برند.» (43)
در «عقدالدّرر» نیز به پیوند این حوادث با یکدیگر اشاره شده و در روایتی از امیرمؤمنان، علی (علیه السلام) پس از ذکر واقعه «قرقیسیا» چنین آمده است:
«... سپاهیان سفیانی به جست و جوی اهل «خراسان» برمی خیزند و شیعیان آل محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را می کشند، آنگاه اهل خراسان در یافتن [امام] مهدی قیام می کنند.» (44)
ابن حماد نیز روایتی که از امام علی (علیه السلام) نقل می کند، از این ماجرا به تفصیل یاد می نماید و از رو آوردن اهل «خراسان» به حضرت مهدی (علیه السلام) و طلبیدن ایشان سخن می گوید:
«سفیانی بر شام غالب می شود، آنگاه بین آنها [سفیانی و شامیان] نبردی در قرقیسیا رخ می دهد که پرندگان آسمان و درندگان زمین از اجساد آنها سیر می شوند، آنگاه در عقبه آنها [سپاه سفیانی] شکافی ایجاد می شود. پس گروهی راهی سرزمین خراسان می شوند و سپاه سفیانی به دنبال آنها به راه می افتند تا به سرزمین خراسان می رسند. سپاه سفیانی در جست و جوی اهل خراسان برمی آیند و شیعیان آل محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را در کوفه به قتل می رسانند. آنگاه اهل خراسان در جست و جوی مهدی (علیه السلام) به پا می خیزند.» (45)

پی نوشت ها :

1. روزگار رهایی، ص 894، به نقل از: الحاوی للفتاوی، ج 2، ص 136.
2. همان، ص 896.
3. دخیل، علی محمدعلی، الامام المهدی، ص 344.
4. الغیبة طوسی، ص 422، ح 12.
5. بحارالانوار، ج 52، ص 237.
6. روزگار رهایی، ص 1120، به نقل از: بشارة الاسلام، ص 56.
7. السفیانی و علامات الظهور، ص 127.
8. عصر ظهور، ص 130.
9. الفتن ابن حماد، ص 195، ح 797.
10. همان، ص 208، ح 838.
11. قاموس اعلام ترکی، ج 5.
12. سترنج، جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی، ترجمه محمود عرفان، ص 113.
13. ابن رسته اصفهانی، الاعلاق النفیسه، ترجمه دکتر حسین قره چانلو، ص 112.
14. المسالک و الممالک، ترجمه قره چانلو، ص 56-57.
15. معجم البلدان، ج 4، ص 328.
16. عصر ظهور، ص 130.
17. الفتن ابن حماد، ص 233، ح 921.
18. همان، ص 418، ح 1353.
19. الفتن و الملاحم، ابن طاووس، ص 58، ح 106.
20. همان، ص 58، ح 107.
21. البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان، ص 1111.
22. روزگار رهایی، ص 129.
23. همان، ص 131.
24. الفتن ابن حماد، ص 195، ح 797.
25. همان، ص 145، ح 596.
26. همان، ص 212، ح 850.
27. شاید مراد از این دو عبدالله رهبران مصری و مغربی باشد، یا یکی از آنها فرمانده لشکر سفیانی باشد.
28. الفتن ابن حماد، ص 203، ح 923.
29. عصر ظهور، ص 132.
30. روزگار رهایی، ص 955.
31. مترجم کتاب روزگار رهایی، در ترجمه حدیث «جزیرة العرب»‌ آورده است که صحیح به نظر نمی رسد و با توجه به آنچه گفته شد منظور منطقه «جزیره» است و نه جزیرة العرب.
32. روزگار رهایی، ص 943، به نقل از: الملاحم و الفتن، ‌ص 32.
33. همان، ص 942، به نقل از: الملاحم و الفتن، ص 69.
34. یکی از شهرهای سوریه.
35. روزگار رهایی، ص 1103، به نقل از: بشارة الاسلام، ص 192.
36. نویسنده کتاب عصر ظهور، «اصهب» را زمامدار و نماینده ترکان و «ابقع» را زمامدار و نماینده رومیان (طرفداران غرب) معرفی می کند.
37. بحارالانوار، ج 52، ص 245.
38. عقدالدّرر فی اخبار المنتظر، ص 67.
39. الفتن ابن حماد، ص 198، ح 805.
40. همان، ص 208، ح 839.
41. بحارالانوار، ج 52، ص 240.
42. روزگار رهایی، ص 1111، به نقل از: بشارة الاسلام، ص 102.
43. همان، ص 1109، به نقل از: بشارة الاسلام، ص 109.
44. عقدالدّرر، ص 67.
45. الفتن ابن حماد، ص 208، ح 838.

منبع مقاله :
شفیعی سروستانی، اسماعیل؛ (1391)، دانشستان سرزمین های درگیر در واقعه ی شریف ظهور، ج 1، تهران: موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دوم



«شکل ها» چگونه در ذهن ما نقش می بندند؟

نکات کلیدی

ساخت گرایی:

دیدگاهی که معتقد است ادراک ها از احساس های ابتدایی ساخته می شوند، ‌ساخت گرایی نام دارد. تلاش هایی که تاکنون برای کشف و فهرست بندی احساس های ابتدایی انجام شده، غیر عملی بودن این امر را نشان داده است؛ ولی شکل جدید ساخت گرایی که بر تجزیه و تحلیل ویژگی های دیداری استوار است، هنوز تأثیرگذار می باشد.

گشتالت:

نظریه پردازان گشتالت معتقد بودند که ادارکِ شکل، نخستین ادراک است و نمی توان آن را به عناصر کوچک تر کاهش داد. اصول سازمان ادراکی این نظریه پردازان، امروزه نیز مفید هستند؛ هر چند روشن شد که مکانیزم های عصب شناختی ای که گمان می رفت زیربنای این اصول را تشکیل می دهند، اشتباه بوده است.

تحلیل ویژگی:

تحلیل ویژگی، عبارت است از شکلی از پردازش اطلاعات که به وسیله ی آن، تصویر شبکیه ای با به کارگیری سلول های اختصاصی یا گروهی از سلول ها که برای این منظور تکامل یافته اند، به مؤلفه های اساسی تجزیه می شود. یکی از نقاط ضعف این اندیشه آن است که ثابت شده تعیین دقیق ماهیت این مؤلفه ها (یا ویژگی ها) مشکل است. در هر صورت، این امر با توفیق در سیستم های ماشینی بازشناسیِ بینایی که مجموعه ی ویژگی ها می توانند با دقت مشخص شوند، به کار برده شده است.

بی نظمی:

بی نظمی یک سیستم، بازشناسی خاصی است که تحلیل ویژگی را به عنوان مرحله ی اول خود به کار می برد و مراحل بعدی را که سیستم بازشناسی را تشکیل می دهد، به وجود می آورد. مرحله ی نهایی، از ویژگی فرآیند تصمیم گیری برخوردار است و در نتیجه، سیستم ممکن است در صورت ابهام یا نامرغوب بودن شواهد حسی، مرتکب اشتباه شود.

نظریه های مبتنی بر مدل:

از نظریه های الگو و نمونه ی نخستین، هر دو به عنوان نظریه های مبتنی بر مدل یاد می شود، زیرا این نظریه ها بازشناسی را فرآیندی می دانند که در آن تصویر شبکیه ای با بازنمایی ها یا مدل های اشیای ذخیره شده، مقایسه می شود. هیچ کدام از این سیستم ها نمی تواند به طور رضایت بخش بازشناسی اشیای نو را تبیین کند.

نظریه های محاسبه ای:

نظریه ی محاسبه ای «مار» به لزوم تعیین ماهیت فرآیندهای محاسبه ای و تحلیلی موجود در تحلیل تصویر و شناسایی شیء می پردازد. این نظریه را می توان دقیق ترین نسخه ی رویکرد پردازش اطلاعات به حس بینایی دانست.

نظریه های مبتنی بر مؤلفه:

نظریه های مبتنی بر مؤلفه ها، شناسایی اشیاء را برحسب شکل های هندسی بنیادی - به جای ویژگی های نخستین تبیین - می کند. این شکل ها یا تصاویر را می توان برای ساختن تعداد زیادی از پیش نمونه های اشیاء به کار برد و بدین وسیله سیستم می تواند به بازشناسی اشیای نو بپردازد.

ساخت گرایی (1)

ساخت گرایی در سال های نخست قرن بیستم ارائه شد. این نظریه بر این فرض بنیادی مبتنی است که تجربه روانی، از ترکیب عناصر ساده پدید می آید، درست همان طور که ترکیبات شیمیایی از عناصر اولیه ساخته می شوند. طبق این نظریه گمان می رفت که شکل ادراک شده، از احساس های ابتدایی ساخته می شود و فرآیند تشخیص این احساس ها به کمک روش «درون نگری تحلیلی» تحقق می یابد. در این زمان مشاهده گران به منظور پرداختن به ویژگی های بی واسطه و اولیه ی یک شیء و گزارش آن بدون توجه به تمام جوانب دیگر آموزش می دیدند؛ در نتیجه مثلاً شخصی که به یک جعبه کوچک نگاه می کرد، می توانست حاشیه ها و گوشه ها، سایه ها، تبدیل رنگ ها به همدیگر و غیره را گزارش کند؛ ولی این مشاهده گران می بایست درون و محتوای جعبه، یعنی برای مثال غلات صبحانه را نادیده بگیرند. پس از چند سال استفاده از این روش، فهرستی تقریباً از چهل هزار احساس ابتدایی که به نظر می رسد تعداد بسیار زیادی باشد، به دست آمد. به علاوه اغلب، بین اطلاعاتی که اشخاص مختلف ارائه می کردند، تفاوت های زیادی وجود داشت. همین امر نشان می داد که این روش نقایصی دارد. با وجود این، اندیشه های اصل ساخت گرایی تاکنون همچنان تأثیرگذار باقی مانده اند.

گشتالت

روان شناسان گشتالت، دیدگاه دیگری در مقابل ساخت گرایی مطرح کردند. آن ها معتقد بودند که بخش های طبیعی ادراک، عبارت است از شکل و قالب، نه احساس ها که نقش پایه دارند. بر همین اساس آن ها اظهار می کردند که همیشه نماهای دیداری، بر حسب ساده ترین و استوارترین شکل های ممکن (قانون طرح گرائی (2)) ادراک می شوند. اصول سازمان ادراکی گشتالتی نیز شرح می دهد که چگونه ما به ارتباط بین عناصر میدان ادراکی - نه خود عناصر - واکنش نشان می دهیم. مهم ترین اصول ادراکی این نظریه در ذیل آمده است (همچنین به شکل 1 نگاه کنید).

1. اصل مجاورت (3)

(شکل c-a) 1)): احتمال این که عناصر به هم نزدیک تر به صورت یک واحد متعلق به هم ادراک شوند، بیشتر است. در شکل (a) ما ردیف هایی از عناصر را می بینیم؛ چون که فاصله ها در ردیف های افقی نسبت به فاصله ها در ردیف های عمودی کمتر می باشد. در شکل (b) این سازمان محو می شود؛ چرا که فاصله ها در ردیف های افقی و عمودی، برابر هستند، و در شکل (c) برعکس، عناصر به شکل ستونی دیده می شوند؛ چون در این جا فاصله ها در ردیف های عمودی کمترند؛

2. اصل تقارن (4)

(شکل 1 - d): عناصری که از بخش های متقارن تشکیل می شوند، بیشتر از عناصر غیر متقارن به صورت یک واحد متعلق به هم ادراک می شوند؛ چنان که در کادر طرف چپ، ما الگوهای سفیدی را بر روی زمینه ی سیاه می بینیم و تقریباً دیدن الگوهای سیاه بر روی زمینه ی سفید به مدت بیش از چند ثانیه، غیرممکن است. در کادر سمت راست، عکس این مطلب صادق است. این امر نشان می دهد که الگوی ثابت کادر را تقارن خط ها تعیین می کنند نه رنگ ها؛

3. اصل پیوستگی مناسب (5)

(شکل e - 1): عناصر بدان جهت در یک گروه قرار می گیرند تا حتی المقدور خطوط صاف و بدون گسستگی را پدید آورند. در این تصویر، نقاطی مشاهده می کنیم که دو خط یکنواخت را تشکیل می دهند و یکدیگر را قطع می کنند. به صورت های دیگر نیز می توان این پدیده را تفسیر کرد؛ ولی به آسانی ادراک نمی شوند؛

4. اصل شباهت (6)

(شکل f - 1): عناصری که شبیه به همدیگر هستند، بیشتر به عنوان یک واحد متعلق به همان شکل دیده می شوند. چنان که مشاهده می کنید، در این تصویر برای ما دیدن دو مثلث از دیدن ستاره ی شش پر راحت تر است؛

5. اصل بستن (7)

(شکل g - 1): در ساختار ادراکی ما عناصر به گونه ای با یکدیگر گروه بندی می شوند که شکل های کامل تر یا بسته تر را آسان می کنند. در این تصویر، سه شکل مجزا وجود دارد؛ ولی اصول پیوستگی مناسب و بستن، ادراک قرار گرفتن یک میله پشت سر میله ی دیگر را تسهیل می کند.
الگوهای سازمانی مشابه در حس شنوایی، به ویژه در ادراک آهنگ ها دیده می شوند. نت هایی که در زیر و بمی، نزدیک به یکدیگر هستند، بخش هایی از یک آهنگ ادراک می شوند (نمونه ای از قانون مجاورت) و جدایی بین شکل و زمینه نیز، همان تمایز بین آهنگ و نواختن های همراه آن می باشد.

شکل 1. اصول سازمان ادراکی گشتالت
همین طور هنگامی که چندین وسیله موسیقی به طور هم زمان نواخته می شوند، ما گرایش داریم آن هایی را که صدای مشابهی دارند، در بخش های یکسان گروه بندی کنیم که نمونه ای از قانون شباهت است. همچنین یک رشته آهنگ هایی که در یک جهت هستند، معمولاً به بخشی از همان آهنگ ادراک شوند حتی موقعی که به عنوان بخشی از رشته ی متفاوت نواخته شوند. این نمونه ای از قانون پیوستگی مناسب است (شکل 2).
در برخی موارد در چگونگی تمایز شکل - زمینه، ابهام وجود دارد. مکتب گشتالت در این زمینه می گوید یک محرک می تواند بیش از یک ادراک خاص را پدید آورد. آن ها بدین وسیله این نکته را ثابت کرده اند که کارکرد یک کل را نمی توان به وسیله تک تک عناصر آن تعیین کرد (شکل 3).
روان شناسان گشتالت برای برخی مثال های ادارک شکل، تفسیرهای خوبی ارائه کرده اند و بسیاری از توضیحات آن ها قانع کننده بوده است؛ ولی تبیین هایی را که ارائه داده اند، به مراتب کمتر مفید می باشد؛ زیرا این تبیین ها بر اصل «هم ریخت بینی (8)» مبتنی بوده اند. این اصل بیانگر آن است که بین فرآیند سازمانی ادراک و سازمان فعالیت الکتریکی مغز، مطابقت وجود دارد؛ ولی تلاش هایی که برای فراهم کردن شواهد تجربی برای این اصل انجام شده، با شکست روبه رو گردیده است.

شکل 2. مثالی که در شنوایی نیز قانون پیوستگی مناسب را نشان می دهد. اقتباس از سمفونی ششم چایکوفسکی آهنگساز روسی (Tchaikovsky).
شکل 3. یک محرک وارون پذیر شکل زمینه که قابلیت آن را دارد که به شکل دو چهره ی روبه روی هم و همچنین یک گلدان دیده شود.

تحلیل ویژگی های اشیاء

ما می توانیم شکل ها را به منزله مناطق تصویری در نظر بگیریم که بر روی شبکیه منعکس می شوند و هر کدام خطوط ویژه ای دارند. هر کدام از این مناطق؛ گستره ی فضایی، بافت، رنگ، سایه، و ویژگی های دیگری را دارند. ما می توانیم این کیفیات را ویژگی های مناطق بنامیم که ما را در تشخیص اشیاء از یکدیگر قادر می سازند.
گاهی چنین تشخیصی تنها به تعداد کمی از ویژگی ها نیاز دارد؛ مثلاً فرق گذاشتن بین سگ و گوسفند، و گاهی به ویژگی های نسبتاً بیشتری نیاز دارد. باید توجه داشت که افتراق ادراکی به شناخت قبلی از اشیاء مورد نظر بستگی ندارد. اکنون می توان فرض ساخت گرایان را که در گذشته در قالب احساس ها بیان شد، بر حسب ویژگی های اشیاء بیان کرد و مجموعه ای از کارهای تجربی که به شناسایی تعداد نسبتاً کمی از ویژگی های بنیادی که شامل رنگ، روشنی، جهت، طول، انحناها، پایان خطوط، محل تقاطع، و بسته شدن خطوط می شود را می توان ذکر کرد. این رویکرد از یکی از مشکلات عمده در مورد درون نگری تحلیلی به دور است؛ چرا که ویژگی های اشیاء برخلاف استنباط از گزارش های کلامی، مستقیماً قابل مشاهده هستند. با وجود این، مجموعه ی ویژگی هایی که از تجربه خاصی به دست می آیند، تا اندازه ای به نوع فعالیتی که به کار رفته بستگی دارد؛ بنابراین هنوز ممکن است در کل مجموعه ویژگی ها تجدید نظر کرد. وقتی ویژگی های بینایی این گونه وصف می شوند، این احتمال وجود دارد که بتوان آن ها را به منبعشان در میدان های دریافتی سلول ها در مسیر بینایی نیز نسبت داد.
این نوع پردازش، پردازش از پایین به بالا (9) (یا برخاسته از داده ها) نامیده می شود؛ چون که اطلاعات ورودی طبق قوانینی که بر اساس ساختار مسیرهای حسی تعیین می شوند، پردازش می گردند. پردازش هدایت شده به وسیله ی داده ها، هنوز ویژگی ها و الگوهای موجود در دورن داد حسی را تحلیل و ثبت می کند، و احتمالاً به جزئیات موضعی یک شیء بیش از جزئیات کلی آن می پردازد؛ ولی در برخی اوقات جزئیات کلی با سهولت بیشتری نسبت به جزئیات موضعی بازشناسی می شوند (شکل 4). شواهدی وجود دارد که مشاهده گران به طور ارادی می توانند توجهشان را از جنبه های کلی یک تصویر به جنبه های موضعی آن و برعکس تغییر دهند.

شکل 4. این تصاویر، ویژگی های موضعی مختلف دارند؛ ولی ویژگی های کلی همه یکسان است. ویژگی کلی این تصاویر، معمولاً جلوتر شناخته می شود؛ ولی فرد می تواند به سادگی توجه خود را به ویژگی های موضعی در صورت نیاز معطوف کند.
گاهی شناسایی اشیاء با تحلیل ویژگی شروعی شود؛ ولی در آن پردازش بالا به پایین (یا هدایت شده به وسیله مفهوم) به کار می رود. در این روش ما از تجربه و دانش قبلی خود درباره ی جهان اطرافمان برای شناسایی استفاده می کنیم. پردازش هدایت شده به وسیله ی مفهوم، یکپارچه کردن ویژگی ها را در اشیای ادراکی بر عهده دارد که غالباً با انتظارات محتمل در یک موقعیت خاص، هم زمان است. بافت، یک عامل خیلی مهم در فرآیند شناسایی می باشد؛ مثلاً اشیایی که به سرعت به افراد ارائه می شوند، در بافت های آشنا نسبت به بافت های ناآشنا با سهولت بیشتر بازشناسی می شوند، و گاهی ادراک اشیای مبهم را تنها بافت آن ها تعیین می کند (شکل 5).

شکل 5. تأثیر بافت بر شناسایی: چنان که می بینید، دو حرف 'B' و عدد '13' ویژگی های یکسان دارند؛ ولی بافت سبب می شود که ما یکی را 'B' بخوانیم و دیگری را '13'.

نظریه ی بی نظمی (10)

نظریه بی نظمی سلفریج (11) در شناسایی، بر عنصر استخراج ویژگی ها تأکید می کند. هر مرحله در این فرآیند، به کمک «عواملی» با وظایف مشخص تأمین می شود. عامل های تصویر، پیام خارجی را ثبت می کنند و آن را به عامل های ویژگی انتقال می دهند. هر کدام از این عامل ها، ویژگی مخصوص به خود را درون تصویر جست و جو می کنند و تنها با یافتن آن، واکنش نشان می دهند. در سطح بعدی، عامل های شناختی به واکنش های عامل های ویژگی نگاه می کنند؛ زیرا آن ها نیز به نوبه ی خود، باید تنها در صورت شناسایی ترکیب خاصی از ویژگی ها واکنش نشان دهند. عامل های شناختی زمانی که این امر اتفاق بیفتد، با شور و شوق عکس العمل نشان می دهند؛ ولی زمانی هم که چیزی مشابه الگویشان نشان داده شود، فعالیت کمی نشان می دهند. عملکرد به دست آمده که خصوصیت بی نظمی دارد، به وسیله ی عامل تصمیم گیرنده که باید تعیین کند کدام یک از عامل های شناختی بیشترین فعالیت را نشان داده اند، تفسیر می شود. عضو تصمیم گیرنده ممکن است زمانی که چندین عضو شناختی الگوهای فعالیت مشابهی را نشان می دهند، اشتباهاتی بکند و در نتیجه به اشتباه در شناسایی منجر شود. تاکنون مدل های بی نظمی را در ماشین هایی به کار برده اند که می توانند حروف چاپی را تشخیص دهند؛ نظیر ماشین هایی که برای شناسایی چک های بانکی به کار می روند.

نظریه های مبتنی بر مدل

نظریه های مبتنی بر مدل به جای ویژگی های اشیاء بر شناخت ادراکیِ مفهومی و مفصل انسان از جهان متکی هستند. نظریه ی الگو (مقایسه) بر این عقیده پایه گذاری شده است که افراد تصویر دریافتی را با نمودهای ذخیره شده در حافظه (الگوها (12)) که از قابلیت درجه بندی بر حسب اندازه و چرخاندن برای هماهنگی با جهت مورد نظر برخوردارند، مقایسه می کنند. بر اساس این نظریه مقایسه های متوالی انجام می شود تا همتای مربوط به دست آید. از این روش برای طراحی روبات هایی استفاده می شود که می توانند اشیاء را شناسایی کنند و با استفاده از درون داد دوربینی ویدئویی در آن ها دخل و تصرف نمایند. با وجود این، مدل الگو نمی تواند اشیای جدید را شناسایی کند؛ همچنین این نظریه به مسأله ی چگونگی به وجود آمدن الگوها در مرحله اول نمی پردازد. البته روبات ها، برای به دست آوردن الگوها به کمک انسان ها نیاز دارند. نظریه های نمونه، نخستین دسته ای دیگر از نظریه های الگو هستند. این نظریه ها - برخلاف نظریه الگو - بر این باورند که بازنمایی ذخیره شده، یک تصویر نیست؛ بلکه مجموعه ای از ویژگی هاست که فرآیند شناسایی انعطاف پذیرتری را ممکن می سازد؛ در نتیجه نظریه ی الگو به چندین تصویر صندلی (از جمله تصویر صندلی های دسته دار و بدون دسته) به منظور شناسایی مطمئن تر تمام صندلی ها نیاز خواهد داشت؛ ولی سیستم نمونه ی نخستین، صرفاً یک مجموعه ویژگی های تعیین کننده را لازم دارد. چنین امری این احتمال منطقی را در پی دارد که بعضی از اشیاء ممکن است به عنوان صندلی لحاظ شوند؛ در حالی که برای آن ها چنین مقصودی به معنای دقیق کلمه در میان نبوده است. با وجود این، بر اساس این نظریه ها نیز، شناسایی اشیای جدید مشکل آفرین باقی مانده است.

نظریه های محاسبه ای

با نفوذترین نظریه در میان نظریه های محاسبه ای، نظریه ی «دیوید مار (13)» می باشد. دیوید مار در کارهای خود بر لزوم درک ساختار تصویر بصری تأکید می کند. موضوعی که معمولاً نظریه های دیگر - به جز گیبسون - از آن غفلت ورزیده اند. نظریه مار، بازشناسی شیء را بر اساس سه سطح پردازش، تبیین می کند. هر کدام از این سه سطح به عنوان محاسباتی در نظر گرفته می شوند که بر روی تصویر بینایی انجام می شوند. سطح اول، عبارت است از محاسبه ی طرح اولیه که در آن ویژگی های اساسیِ تصویر بر حسب روشنی، کناره ها، و نواحی که تغییرات بارزی در شدت روشنایی وجود دارد، تبیین می شوند.
این امور، برای تعیین موقعیت حاشیه ها و حدّ و مرزها که آن ها نیز اطلاعاتی درباره ی شکل و جهت دربر دارند، حیاتی هستند؛ در نتیجه طرح اولیه، برای ساختن طرح 2/5 بُعدی به کار می رود. این طرح در واقع، تفسیری از ارتباطات عمق و جهت بین سطوح تصویر از نگاه مشاهده گر می باشد. ما به این تصویر برای هدایت فعالیت ها (نظیر حرکت در محیط اطرافمان) نیاز داریم. سرانجام، طرح 2/5 بُعدی برای ساختن بازنمایی سه بُعدی که از نگاه مشاهده گر مستقل است، به کار می رود. در این مرحله ما می توانیم توصیف های اشیاء را ذخیره کنیم و بعدها آن ها را برای شناسایی به کار ببریم (به پایین مراجعه شود).
پژوهش های مبتنی بر این رویکرد، با فعالیت در زمینه ی هوش مصنوعی و علم رایانه به طور طبیعی پیوند دارند. با وجود این، یکی از پیامدهای مهم تر آن برای روان شناسی این بود نشان داده شد بازشناسی شیء، بسیار پیچیده تر از آن است که زمانی تصوّر می شد.

نظریه های مبتنی بر مؤلفه (14)

نظریه های مبتنی بر مؤلفه، از گونه ای توسعه در رویکرد محاسبه ای حاصل می شود و نشانگر تلاشی است که به مسأله ی بازشناسی اشیاء - و ویژه اشیای جدید - بدون تکیه بر مجموعه ی ویژگی هایی که به صورت قراردادی تعریف شده اند، می پردازد. در این زمینه «بایدر من» معتقد بود که انسان می تواند مجموعه ای از عناصر هندسی ابتدایی را مشخص کند که با چرخاندن و بزرگ و کوچک کردن آن می توان نمونه های نخستین اشیا را ساخت. نمونه هایی از این نمادها (یا تصاویر) هندسی (15) و اشیایی که می تواند از آن ها ساخته شود، در شکل 6 نشان داده شده اند. تعداد نسبتاً کمی از تصاویر (حدود 36 تصویر) می تواند تعداد بسیار زیادی از اشیاء را به وجود آورد.
شکل 6. انتخاب چهار تصویر و نمونه هایی از اشیای پیش نمونه که می توان از آن ها ساخت.

پی نوشت ها :

1. Structuralism.
2. law of pragnanz.
3. proximity.
4. symmetry.
5. good contian.
6. similarity.
7. clasure.
8. isomorphism.
9. bottom - up.
10. pandempnium.
11. selfridg.
12. template.
13. David marr.
14. cpmponent.
15. geometric.

منبع مقاله :
کریستنسن، یان و هاگ واگنر و سباستین هالیدی؛ (1385)، روان شناسی عمومی، گروه مترجمان، قم، مرکز انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمه الله)، چاپ اول